گروه آموزش و ارتقاي سلامت معاونت بهداشت آبادان

 

تهیه: ساهره بقلانی

کاردان مامایی مرکزبهداشتی درمانی سالمی

مرکزبهداشت شادگان

 

 

 

باسمه تعالی

 

این مقاله ابتدا به تبیین مفهوم ازدواج , رمز ازدواج موفق و اهمیت مشاوره پیش از ازدواج پرداخته سپس معیارهای ازدواج موفق: ارتباط کلامی, وفاداری, دخالت خانواده ها , روابط جنسی, احترام گذاشتن, هدیه دادن و ابراز محبت را یکی یکی بحث و در نهایت ده قانون طلایی ازدواج موفق را ذکر نموده است .

 

 

اهداف آموزشی مقاله

 

1- آگاهی یافتن از امور و مشکلات زندگی زناشویی

 

2- چگونگی برخورد با مشکلات زندگی زناشویی

 

3- نحوه برخورد زوجین با همدیگر در زندگی زناشویی

 

4- رموز موفقیت زوجین در زندگی زناشویی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مفهوم ازدواج    (1)

 

ازدواج چیزی فراتر ازیک پیمان قانونی مشروع می باشد که بواسطه آن به زن و مرد اجازه داده می دهد بعنوان زن و شوهر در کنار یکدیگر زندگی کنند.

ازدواج یکی از مراحل مهم زندگی هر فردی است و در عین حال چگونگی آن بر زندگی افراد بسیار تاثیر گذار است. 

عوامل موثر در یک ازدواج موفق چیست؟

آيـا تصميم به ازدواج داريد؟ و يا آنكه در حـال حـاضـر متاهل مـي باشـيـد؟ شـمـا قادر به بـنيان نـهادن يك ازدواج موفق و پايدار خواهيد بود. پـايدار نگاه داشتن يك ازدواج موفق مستلزم تـلاش و كـوشـش مسـتمـر است.  

 اهميت مشاوره پيش از ازدواج

مـشاوره پيش از ازدواج  شديدا توصیه مي شود . شــانس ايجاد يك ازدواج موفق هنگامي كه زن وشوهر قادر باشند با يكديگر در رابطه با مـسائـل ذيـل گـفـتـگو كـرده و بـه يـك تـفـاهـم رضايت بخش و دو سويه در عرصه زندگي مشترك دست يابند، افزايش مي يابد:

1- عقايد و رسوم مذهبي و معنوي.

2- روابط جنسي ( نگرشها و علايق جنسي )

3- ماديات ( اهميت آن، نحوه خريد و تدابير سرمايه گزاري)

4- بهداشت فردي و انتظارات و نگرشها نسبت به تناسب اندام.

5- مديريت خانواده ( وظايف ومسئوليت ها )

 6- پرورش و تربيت فرزندان و تعداد آنها.

7- ورزش ها، سرگرمي ها، فعاليت هاي تفريحي و نحوه گذراندن تعطيلات.

 8- ديد و بازديد از خوشاوندان خود و همسرتان.

9- تعهدات اجتماعي.

10- اهداف و آرزوهاي فردي.

1-www.harfhayejavani.parsiblog.com

 اينكه از پيشينه خانواده هـمسـرتـان آگـاهـي يـابـيـد بـسيـار ضـروري مـي بـاشـد. چـون شـخـصـيـت كنوني شما تا حد زيادي برگرفته شده و حاصل همان تجاربي است كـه در شرايط و محيط يك خانواده خاص كسب كرده ايد. خـانـواده پـيـونـد دهنده فرد بـا گـذشته مـي باشد. مـا شـديـدا مـتـاثر نگرشها، رفتار و كنشهاي خانواده اي هسـتـيـم كـه در آن پرورش يافته ايم. بله درست است شما تنها با يك فرد نيست كه وصلت ميـكنيد بلكه با طرز تربيت خانوادگي وي نيز تا آخر عمرتان سر و كار خواهيد داشت.

رمز ازدواج موفق   (1)

 

براي بـنيان نـهادن يك ازدواج موفق و پايدار مستلزم انجام اقدامي هدفمند و منطقي است. در ازدواج زن و مرد بعنوان زن وشوهر در كنار يكديگر قرار گرفته و زندگي مشترك خود را شروع مي كنند.

تـفـاهـم و رضايت طرفين نسبت به مسائلي همچون: عقايد ديني، آداب و رسوم، اشتغال و. . ، تناسب زوجين در ابعاد معنوي و شخصيتي مي تواند به خوشبختي و موفقيت طرفين منتهي شود.

با توجه به تاثير رفتارها و تربيت خانوادگي افراد در زندگي جديد ، مد نظر قرار داشتن پيشينه خانوادگي هـمسـر اهميت به سزايي در موفقيت زندگي دارد.

براي دستيابي به ازدواجي مـوفـق وبا كمترين عيب و نقص كه احتمال جدايي و طلاق در آن كمتر باشد لازم است طرفين نسبت به ازدواج متـعـهد باشند يعني به زنـدگي مـشـتـركـ خود وفادار بوده و بناي جديد خانواده را بر اساس صداقت،محبت و عـلاقـه طرفيني پي ريزي نمايند.بـه يكديگر اعتماد داشته باشند، و در خلوت و جلوت امانتدار هم باشند.

زن و شوهر از همان ابتداي زندگي مشترك خود بايد هنر برقراري ارتباط با يكديگر را داشته باشند يعني به سخن همسر خود گوش داده و خواسته هاي منطقي يكديگر را در حد توان برآورده سازند.

علاقه يكطرفه در زندگي مشترك خيلي كارساز نيست بلكه اين علاقه بايد دو سويه باشد تا اخـتـلافـات جزئي به راحتي حل و فصل شوند و در هنگام مشاجرات كسي تصور نكند كه مورد بي مهري قرار گرفته است.

در ازدواج صحيح كسي به فكر برد و باخت نيست چـون طرفين در ميداني نيستند كه برنده و بازنده داشته باشد و فقط به فكر خوشبختي خود باشند .

براي موفقيت در زندگي زناشويي بايد روش حل اختلاف را آموخت چرا كه عامل اصلي موفقيت يا شكست ازدواج ، توانايي، يا عدم توانايي حل اختلافات است. اگر همسر ما كاملاً با ما يكي باشيد ولي بالاخره زماني هرچند موقتي پيش مي آيد كه بنا به دلائل مختلف نسبت به يكديگر  احساس بدي داشته باشيم . دراين حالت بهترين راه مذاكره است تا تفاهم مورد نظر حاصل شود.

حمايت از يكديگر، پرهيز از غـُر زدن هاي بي مورد به ويژه در هنگام بروز مشكلات و سختي ها در حفظ بنيان خانواده مؤثر است . براي دستيابي به زندگي مطلوب هر كدام از زوجين بايد وضعيت زندگي خود را بررسي كرده و نقاط ضعف خود را برطرف نمايد تا مشكلات و نارضايتي ها در زندگي مشترك به حداقل ممكن برسد.

 

 

1-www.prfco.com

 

 

ازدواج موفق   (1)

 

ارتباط کلام

بنظر من ارتباط کلامی می تواند در بهبود روابط دوستانه بخصوص روابط زناشویی نقش به سزایی داشته باشد. امروزه به علت مشکلات متعدد افراد درگیر مسائل فکری و شغلی زیادی هستند شاید به دلیل این مشکلات وقت و یا حوصله حرف زدن با یکد یگر را در ساعاتی که در کنار هم هستند ندارند و اگر در روابط بسیاری از افراد د قت شود متوجه می شویم زمان بسیار کمی را برای گفتگو کردن با هم دارند و وقتی هم در منزل هستند به کارهای شخصی و یا استراحت و امور دیگر می پردازند یا تمایلی برای داشتن ارتباط کلامی با یکدیگر ندارند.

مطمئن باشید همین امر می تواند کم کم در روابط زناشویی اثر سوئی داشته باشد.

وقتی دو نفر با هم به صحبت کردن می پردازند می توانند احساسات و عقاید و خواسته ها و کلا" درونیات خود را بروز دهند و همین کارباعث می شود طرف مقا بل همسر خود را بهتر بشناسد و با شنا خت بیشتر می توان راه تطابق و همفکری بهتری را انتخاب نمود.

حرف نزدن باعث می شود دو نفر به مرور از نظر روحی و عقیدتی از یکدیگر دور شوند بطوری که خودشان هم متوجه نخواهند شد و روزی عواقب سوء آن را می فهمند که کار از کار گذشته و فاصله ها زیاد شده است.

آقای شکیبایی در سریال خانه سبز به همسر خود می گفت: حرف سرچشمه زلال محبت است. اگر قهر هم هستی باش ولی حرف بزن.

بنظر من این جمله را همیشه به یاد داشته باشید و هرگز ارتباط کلامی خود را قطع نکنید. بعضی ها می گویند مگر چقدر حرف داریم که بزنیم بعد از چند سال همه حرفهایمان را زده ایم و دیگر حرفی نمانده است . پیشنهاد می کنم اگر هیچ حرفی از خودتان ندارید به یکدیگر بزنید سعی کنید در باب مسائل مختلف پیرامون خود از جمله مسائل اقتصادی فرهنگی سیاسی وغیره صحبت کنید یا اگر فیلم یا برنامه ای را دیده اید که دیگری ندیده یا مطلبی را خواند ه اید که همسرتان نخوانده برایش تعریف کنید. خلاصه این که سعی کنید به هر نحوی که شده ساعاتی را با یکد یگر فقط حرف بزنید مهم داشتن ارتباط است مطمئن باشید وقتی سر صحبت باز شود بسیاری از حرفهای دلتان را هم به خودی خود می توانید عنوان کنید.

بعضی ها معتقدند مسائل کاری و بیرون از خانه را نباید در خانواده مطرح کرد در حالی که بعضی دیگر بر این باورند که مطرح کردن مسائل می تواند نوعی مشورت باشد و در بسیاری از موارد می توان از همفکری اعضای خانواده استفاده نمود. باید مد نظر داشت که اعضای خانواده در همه مسائل هم در شادیها و هم در مشکلات با یکدیگر شریک می باشند پس پنهان کردن بخصوص مشکلات و ناراحتی ها باعث می شود همسرتان خود را سنگ صبور و لایق شما نداند و کم کم از شما فاصله بگیرد لذا همیشه همسر را محرم رازها و مشکلات خود بدانید و از یکدیگر یاری بجویید.

نکته دیگری را که می توان سفارش کرد این است :

در پایان هر روز رفتار و سخنان خود را با یکدیگر مرور کنید و اگر در این بین از یکدیگر دلخوری و یا کدورتی دارید سعی کنید در همان شب به آن پایان دهید یعنی با بیان کلمات مناسب و دلایل و توجیهات منطقی سعی کنید کدورتها را از بین ببرید زیرا گاهی اوقات سوء تفاهم باعث کدورت می شود و اگر این سوء تفاهم های کوچک برطرف نشوند کم کم بر روی هم جمع شده و روزی می رسد که تبد یل به یک غده سرطانی بنام کینه می شوند که شاید درمان آن دیگر آسان نباشد. ولی اگر سوء تفاهم و یا کدورتی را در همان ابتدا با روش خا ص خودتان که صلاح می دانید بر طرف کنید مطمئن باشید در ایجاد روابط سالم خانوادگی قدم بزرگی را برداشته اید. از طرفی در مقابل کارهای مثبت و رفتار مناسب همسرتان در پایان هر روز تشکر و قدر دانی خود را برای تشویق هم که شده نشان دهید.

توجه به همین نکات ریز می تواند در ایجاد ارتباط کلامی بیشتر موثر باشد. از طرف دیگر سعی کنید در روابط کلامی خود طوری رفتار کنید که همسرتان به این امر تشویق شود زیرا دیده شده بعضی ها در زمانی که می خواهند صحبت کنند راهی نادرست را می روند که منجر به درگیری و کدورت شده و باعث می شود شخص هرگز تمایلی برای صحبت کردن نداشته باشد. بارها شنیده ام که افراد می گویند هر وقت می خواهیم حرف بزنیم به دعوا ختم می شود پس بهتر است سکوت کنیم . و این باعث تاسف است که دو فرد عاقل و با لغ نتوانند بصورت منطقی ساعتی را با هم به گفتگو بنشینند.

امیدوارم همه با درایت و عقل و شعور و منطق خود بتوانند راهی را که مناسب شرایط و خصوصیا ت خانوادگی شان است برای ارتباط برقرار کردن بیابند. زیرا هر زندگی و هر شخصی روش خاص خود را دارد و نمی توان یک نسخه خاص را برای همه تجویز کرد باید شخص عاقل نسخه مخصوص زندگی خود را خود ش کشف کند.

 

وفاداری

يكي از مهمترين عواملي كه در تحكيم روابط زناشويي و بهبود آن نقش بسزايي دارد حفظ وفاداري و پاكدامني زن و مرد ميباشد .

وفاداري داراي دو جنبه عاطفي، عشقي و جسمي ، جنسي ميباشد.

ديده شده افرادي از نظر جنسي هرگز خيانت نكرده اند ولي از نظر عاطفي و روحي وفادار نبوده اند و هر چند در كنار همسر خود بوده اند ولي فكر و روح و قلبشان در جاي ديگري اسير بوده است. كه اين نيز خيانت و بي وفايي محسوب ميشود.

وفاداري و حفظ تعهد يك خصيصه انساني است كه در كليه روابط انساني (مثل روابط دوستانه يا روابط كاري و غيره) و مهمتر از همه روابط زناشويي بايد به آن توجه شود .

پرورش يك چنين خصلت انساني بستگي به شخصيت و تربيت فرد دارد و چيزي نيست كه بتوان آنرا به كسي در چند جمله آموزش داد. بلكه بايد در سير پرورش شخصيت هر انساني به تكامل برسد.

ولي در چند سطر ميتوان گفت:

وقتي فردي خود را در چهارچوب ازدواج و خانواده قرار ميدهد بايد پايبند يك سري تعهدات اخلاقي گردد و خود را ملزم به رعايت تعهدات خاصي نمايد و در اين راه بايد بسياري از رفتارها و حتي چشم ، گوش و قلب خود را مهار زند تا مبادا دچار لغزش شود و بايد در اين راه خود را تربيت كند و در اصل وقتي به آن نوع از تربيت رسيد بايد اقدام به ازدواج نمايد .زيرا كوچكترين لغزش و خطايي مي تواند بي وفايي محسوب گردد كه در قاموس زناشويي اين گناهي است نابخشودني كه پايه و اساس زندگي را ويران ميكند.

گاهي ديده شده كوچكترين لغزش و بي وفايي منجر به جدايي و حتي گاهي باعث قتل و جنايت شده است. و در مواردي هم افراد بنا به شرايطي خاص مثل وجود فرزندان از لغزش همسر خود چشم پوشي كرده و فقط به ظاهر به  زندگي زناشويي ادامه داده ولي هرگز زخمي را كه در اين راه برداشته اند التيام نبخشيده و اين زخم كهنه باقي مانده است و از عشق محبت واقعي چيزي يافت نميشود.

اگر كسي بي وفايي ببيند سوء ظن و بد گماني براي هميشه در وجودش رخنه ميكند و جبران خيانت و بي وفايي كاري بسيار دشوار و  در مواقعي ناممكن است.

پس سعي كنيد هرگز دچار چنين لغزش و اشتباهي نشويد و فضائل اخلاقي و انساني را در خود پرورش دهيد تا مرتكب خيانت نشويد زيرا بسياري از اين خطاها در اثر هوسبازي و لذات زودگذر ميباشد.                                                                                                          

البته خيانت در هر زمينه يا رابطه اي امري است ناپسند به خصوص در امور زناشويي. كسي كه داراي فضائل اخلاقي باشد در تمام امور زندگي پاي بند به تعهدات اجتماعي و اخلاقي ميباشد پس در زندگي خانوادگي هم متعهد خواهد بود.

همانطور كه بارها عنوان شده است براي داشتن يك زندگي خوب بايد تلاش كرد. يكي از راههايي كه مي تواند جلوي بسياري از بي وفايي ها را بگيرد اين است كه به نيازهاي روحي، عاطفي،عشقي و جسمي همسر خود از هر نظر توجه نماييد و در رفع آن تلاش كنيد. زيرا اگر زن يا مردي نيازهاي خود را در كنار همسرش برآورده نكند ممكن است براي رفع آن به سمت افراد ديگر گرايش روحي يا جسمي پيدا كند. لذا توجه به خواسته هاي يكديگر از مهمترين عواملي است كه مي تواند از بسياري لغزشها جلوگيري نمايد.

بسياري از افراد دليل خيانت خود را عدم تفاهم با همسر ذكر مي كنند كه به نظر من خيانت كردن چه پنهاني چه آشكار هيچ توجيهي ندارد و همانطور كه بارها عنوان كرده ام زن و مرد بايد صراحتا" نيازهاي خود را به زبان بياورند و در رفع آن نيازها بكوشند و در صورت عنوان شدن نيازها و خواسته ها اگر باز هم از همسر خود بي توجهي ديدند ادعا كنند از جانب همسر درك نمي شوند.

از طرفي هم سعي شود نيازها بر اساس توانائيها و شرايط خانوادگي و زندگي باشد و از بلند پروازي و خواسته هاي نامعقول پرهيز شود و بايد شرايط را براي برآورده شدن خواسته ها مهيا نمود. در نهايت اگر تفاهم و درك متقابل حاصل نشد مي توان از نظر قانوني تعهد خود را تحت عنوان طلاق ملغي نمود و بعد از جدايي به مسائل و نيازهاي شخصي پرداخت. زيرا در شرايطي كه با شخص ديگري از لحاظ قانوني و شرعي و عرفي و اخلاقي تعهدي بنام ازدواج وجود دارد حق نداريم تحت هيچ شرايطي مرتكب خيانت شويم.

اگر كسي همسر خود را مناسب نمي بيند بايد ابتدا جدا شوند و بعد از اتمام تعهدات خود به سراغ ديگري برود. هر چند  طلاق،  نيز امري است ناپسند ولي خيانت كردن بسيار زشت تر و قبيح تر ميباشد. زيرا هيچ زن يا مردي دوست ندارد در چهارچوب قوانين و تعهدات خانواده خود به صورت آشكار يا پنهان ديگري را حتي براي لحظه اي وارد سازد.

پس بايد به چهارچوب خانواده احترام گذاشت و قداست و پاكي آنرا حفظ نمود .

بايد دانست وفاداري و پاكدامني امري است انساني و دو طرفه ،.هميشه سعي كنيد اين حسن وفاداري را در همه شرايط و از هر راهي كه شده به همسر خود نشان دهيد و وفاداري خود را به اثبات برسانيد. و اين امر هميشگي است و مقطعي نميباشد لذا در تمام طول زندگي بايد در اين راه بكوشيد و مطمئن باشيد در ايجاد عشق و علاقه بيشتر نقش بسزايي دارد و هر چه در اثبات وفاداري و پاكدامني خود موفق تر باشيد كاميابي و سعادت بيشتري را حس خواهيد نمود. 

 

دخالت خانواده ها

بسياري از اختلافات بين همسرها ناشي از دخالت خانواده ها مي باشد. شايد بعضي ها بگويند اين موضوعات تكراري است و كليشه اي مي باشد و دوره اين حرفها گذشته است ولي هر چه هست وجود دارند و ما مي بينيم و منشا بسياري از مشكلات هستند بنظر من متاسفانه در فرهنگ ما روابط عاطفي بين افراد در حد افراطي كه قرار مي گيرد. رفت و آمدها و معاشرتها از حد اعتدال خارج مي شود و توقعات بالا مي رود و از طرفي وقتي ارتباطات زياد شد به تبع آن نظردادن ها  هم زياد شده و كم كم جنبه دخالت پيدا مي كند و متاسفانه در بسياري از موارد وقتي نظري داده مي شود شخص متوقع است كه حتما"  نظرش اعمال شود و اگر مورد بي توجهي قرار گرفت اين امر را       بي احترامي تلقي كرده و كم كم دلخوريها آغاز مي شوند . در بسياري از موارد ديده شده روابط زياد از حد منجر به قطع ارتباط گرديده است. لذا براي آن كه به آن مرحله نرسيد بهتر است هميشه در روابط خود حد اعتدال و مرزها را رعايت كنيد تا هرگز دچار مشكل نشويد. و اين حد و مرزها براي افراد مختلف نيز متفاوت است و درك اين تفاوتها هم بستگي به شرايط هر خانواده اي متفاوت مي باشد.

ولي چند نكته كلي وجود دارد كه بايد همه به آنها توجه نمايند:

1- مهمترين نكته اين است كه بايد در فرهنگ ما جا بيفتد كه تا از ما نظري را نخواسته اند هرگز نظر ندهيم . هرگز به كسي كه از ما مشورت نخواسته راهنمايي نكنيم. كه اگر غير از اين باشد ارزش همفكري ما كم مي شود و جنبه دخالت پيدا مي كند.

2- ديگر اين كه اگر از ما نظري خواستند و ما نظر داديم هرگز انتظار نداشته باشيم كه حتما نظر ما اعمال شود. و قبول كنيم  ممكن است نظر ما رد شود و اين دليل بي احترامي نمي باشد.

3- يكي از مهمترين مسايل اين است كه يك زوج وقتي ازدواج مي كنند بايد به استقلال اقتصادي رسيده باشند زيرا ديده شده وقتي جوانها از حمايت مالي خانواده ها برخوردار هستند متاسفانه خانواده حامي به دليل برطرف كردن نياز مالي فرزند خود به خود اجازه مي دهد كه در امور مختلف دخالت نمايد. و حتي در مواردي كه به اين امر اعتراض مي شود خانواده حامي ادعا مي كند كه اگر از اين حق برخوردار نباشد حمايت مالي را قطع مي كند. در صورتي كه خانواده فداكار خانواده اي است كه بدون هيچ چشم داشتي از فرزند خود حمايت نمايد.

از طرفي اگر جوانها مي خواهند مستقل باشند بايد از نظر اقتصادي هم استقلال لازم را پيدا كنند.

4- نكته ديگر اين است كه هنگام ازدواج بايد زوج به بلوغ فكري و سني هم رسيده باشند. زيرا در مواردي كه مثلا سن ازدواج كم است خانواده ها به بهانه اين كه فرزندانشان هنوز بچه هستند و تجربه ندارند به خود حق دخالت را مي دهند. لذا بلوغ فكري و شخصيتي مي تواند مانع از دخالت شود.

5- از طرفي همه افرادي كه دخالت مي كنند كار خودشان را توجيه نموده و ادعاي دلسوزي و مهرباني و ارايه تجربيات به جوانها را دارند و هرگز كار خودشان را دخالت نمي دانند . به اين افراد بايد گفت تا از شما نخواسته اند دلسوزي نكنيد و بدانيد همه افراد داراي قوه تشخيص و ادراك هستند و هركس به نوعي زندگي خود را             مي چرخاند. و به فرزندان خود اعتماد داشته باشيد و بدانيد آنها بزرگ شده اند و ديگر بچه نيستند.

6- بسياري از والدين انتظار دارند فرزندشان پس از ازدواج همچون گذشته رفتار نمايد. بنظر من اين يك خواسته نامعقول است زيرا همين والدين نيز روزي ازدواج كرده اند و والدين خودشان را به قصد زندگي زناشويي مستقل ترك نموده اند و اين يك چرخه طبيعي است كه از ابتدا بوده و هميشه هم جريان دارد والدين فرزنداني را با زحمت به ميل خود بزرگ مي كنند و فرزندان نيز در زمان موعود خود به دنبال سرنوشت رفته و مستقل مي شوند. لذا بزرگترها هرگز نبايد توقع داشته باشند فرزندي كه ازدواج كرد مثل گذشته باشد زيرا وقتي فرد متاهل شد ديگر دو نفر هستند كه بايد تصميم گيري كنند. البته توقع احترام داشتن به جا است ولي توقع دخالت در امور زندگي فرزندان كاري است نادرست.

7- از طرفي جوانها هم بايد بدانند وقتي ازدواج مي كنند ازدواج يك تحول است كه بايد با تغيير همراه باشد و اين تغيير در همه رفتار و كردار فرد بايد نمايان شود. بايد درك كرد پس از ازدواج دو نفر با دو سليقه و عقيده متفاوت هستند كه بايد با يكديگر تفاهم برقرار كنند و در مورد تمام موارد از جمله ارتباطات خود تصميم بگيرند.

ديده شده در بسياري از موارد زن يا مرد پس از ازدواج هم خواسته مثل گذشته روابط خانوادگي اش را داشته باشد و در تمام مسايل نظر خانواده اش برايش مهم بوده در صورتي كه بايد پس از ازدواج نظر همسر مهمتر از نظر ديگران باشد حتي اگر مشورت هم مي كنيد از يكديگر اجازه بگيريد و در نهايت با همسر خود تصميم گيري كنيد. و در نظر بگيريد كه همسرتان تا چه حد به داشتن ارتباط شما رضايت مي دهد و اين در مورد زن يا مرد فرقي نمي كند. اين ارتباطات را تعديل كنيد. باز هم مي گويم احترام گذاشتن با دخالت دادن فرق مي كند. و بايد بدانيد وقتي ازدواج مي كنيد جايگاه شما در خانه پدري تان فرق مي كند و ديگر مثل گذشته نيستيد. اين را با يك مثال ساده مي گويم . شما فرض كنيد در زمان مجردي در خانه اصطلاحا" پدريتان نياز كوچكي مثل خريد كفش داشتيد مسلما" به راحتي نياز خود را با والدينتان مطرح مي كرديد و مي خواستيد كه نياز شما را برطرف كنند . ولي وقتي ازدواج مي كنيد ديگر به هزار و يك دليل رويتان نمي شود يك چنين درخواستي را از والدين خود داشته باشيد و هميشه سعي مي كنيد خودتان نيازهاي خود را برطرف كنيد . پس مي بينيد كه پس از ازدواج يك چنين مثال ساده اي نشان دهنده يك تغيير در جايگاه فرد است لذا بايد قبول كرد كه پس از ازدواج روابط افراد حتي با والدينشان تحت تاثير و تغيير قرار مي گيرد و فقط بايد كوشيد بهترين تغيير را ايجاد كرد و اگر كسي بخواهد مثل گذشته اش رفتار كند دير يا زود با مشكل روبرو خواهد شد.

ديده شده در مواردي افراد بخاطر تعصبات خانوادگي از يكديگر جدا شده اند و به خانه پدري برگشته اند ولي همه اذعان داشته اند پس از طلاق هرگز در خانه پدريشان احساس گذشته را نداشته اند و راحت نبوده اند و احساس سربار بودن را داشته اند . اينها نشان مي دهد كه پس از ازدواج خواه نا خواه روابط والدين با فرزندان تغيير         مي كند.پس سعي كنيد در اين راه دچار اشتباه نشويد!

8- به نظر شخصي من براي اين كه از دخالتها جلوگيري شود بهتر است رفت و آمدها و معاشرتهاي خود را تعديل نمود و حتي در مواردي توصيه مي شود كه خيلي رسمي بايد برخورد كرد . بطوري كه خيلي رسمي و با ادب و احترام كامل معاشرت نمود تا رو در بايستي ها و حرمتها حفظ شود و ديگران به خود حق دخالت ندهند . زيرا همانطور كه گفتم متاسفانه وقتي در روابطمان افراط كنيم ديگران صميميت را دليل بر حق دخالت مي دانند ثابت شده در معاشرتهاي زياد دخالتها هم بيشتر بوده است. صله رحم و ارتباط با ا قوام و خانواده اگر در چارچوب صحيح و در مرز خود باشد قابل احترام است اگر قرار باشد منجر به دخالت و در نهايت اختلاف شود جايز نيست.

9- زن و مرد بايد هميشه و در همه حال تكيه گاه يكديگر باشند . حتي در غياب هم بايد از يكديگر دفاع كنند. به اين منظور كه اگر فردي به همسرتان بي احترامي كرد بايد در دفاع از او بكوشيد و بگوييد اگر براي من ارزش قايل هستيد بايد براي همسر من نيز ارزش قايل باشيد و اگر صحبتي هست بايد در كمال احترام در حضور خودش عنوان شود تا مشكل برطرف گردد.

خانمي ادعا مي كرد وقتي همسرش به تنهايي نزد خانواده اش مي رود در غياب او خانواده همسرش از نقطه ضعفهاي او به شوهرش تعريفها مي كنند. و مرد ادعا مي كرد آنها هر حرفي مي زنند براي خودشان مي گويند و من اصلا تحت تاثير خانواده ام قرار نمي گيرم و به حرفهايشان توجه نمي كنم. در پاسخ اين آقا گفتم بدانيد هميشه وقتي شنونده خوبي وجود داشته باشد گوينده خوبي هم وجود خواهد داشت . اگر شما شنوده حرفهاي آنها نباشيد پس آنها هم حرفي براي گفتن به شما نخواهند داشت. اگر فقط يك بار كه خانواده تان خواست پشت سر همسرتان حرفي بزند و شما مي گفتيد كه من اجازه نمي دهم در غياب همسرم در موردش حرفي بزنيد و اگر چنين بكنيد باعث مي شود حرمت و احترام خودتان را از دست دهيد و اگر حرفي داريد در كمال ادب و احترام به خودش بگوييد و بدانيد من از او حمايت مي كنم چون همسرش هستم و بايد چنين بكنم لذا ايمان داشته باشيد ديگر هرگز پشت سر همسرتان كسي حرفي نخواهد زد زيرا احترام به همسر احترام به شما قلمداد شده است و از طرفي همسرتان هم يقين پيدا مي كند كه كسي هست كه هميشه از او حمايت كند. و اگر حمايت شما نباشد همسرتان خودش براي دفاع از خود اقدام مي كند كه ممكن است اين رفتار نتايج بدتري داشته باشد. اگر شما ادعا مي كنيد به حرف آنها توجه نمي كنيد پس لزومي هم ندارد شنونده حرفهايشان باشيد زيرا كساني كه به بد گويي در پشت سر افراد ديگر مي پردازند مسلما نياتي دارند كه ممكن است در ابتدا شما تحت تاثير قرار نگيريد ولي در آينده اين تكرارها باعث اختلاف در زندگيتان مي شود. و اگر در ابتدا با تحكم و جذبه برخورد شود از برخوردهاي ديگر جلوگيري مي شود.

10- در بسياري از موارد تعصبات شديد خانوادگي باعث اختلاف شده است و اين كه يكي از همسرها خواسته به نوعي دفاع از خانواده اش بكند كه منجر به لج و لجبازي شده است. در صورتي كه اگر افراد واقع بين باشند و نقطه ضعفهاي يكديگر و خانواده هاي يكديگر را قبول كنند و تعصب به خرج ندهند مشكلي هم ايجاد نمي شود.

خانمي مدام مي گفت پدرم چنين گفت و چنان كرد و معتقد بود كه كار پدرش درست است . و همين امر باعث ايجاد حساسيت در همسرش شده بود كه حتي كارهاي درست پدر را بد مي پنداشت.

توصيه مي شود هرگز نظر خانواده خود را مستقيم در زندگي مشترك دخالت ندهيد و اگر موردي است كه فكر     مي كنيد درست است باز هم با همسر خود مشورت كنيد وتصميم نهايي را با هم بگيريد. و هرگز تعصب به خرج ندهيد كه چون خانواده ام چنين است من بايد فلان كار را انجام دهم يا ندهم. اگر چنين اشتباهي را مرتكب شديد يقين داشته باشيد فقط باعث ايجاد دلخوري بين همسرتان و خانواده تان خواهيد شد.

11- هرگز از همسر خود توقع نداشته باشيد كه مثل شما به خانواده تان بنگرد. و توقعات خانواده ها از عروس يا داماد نبايد زياد باشد زيرا اگر كسي به خانواده همسرش احترام بگذارد اين يك وظيفه نيست بلكه يك لطفي است كه به خاطر وجود همسرش روا داشته است. البته اين لطف مي تواند جنبه انساني داشته باشد. ولي وظيفه محسوب نمي شود. فرزندان در قبال والدين خود وظايفي دارند ولي همسرانشان در قبال والدين آنها هيچ وظيفه اي را ندارند .

12- درنزاع های خانوادگی جوانها برای جلب حمایت خانواده واز روی مظلوم نمایی خانواده ها را دخالت ندهند زیرا باعث افزایش تشنج می شود همانطور که قبلا" گفتم در مشاجرات خود فقط باید به افراد بی طرف مراجعه نمایند زیرا متاسفانه خانواده ها برای حمایت فرزندان خود ممکن است حقایق را نادیده بگیرند

۱۳- در نهايت تاكيد مي كنم هميشه يك زوج موفق در همه امور نظر يكديگر را جويا شده و براي هم احترام قايل مي شوند حتي در مواردي كه اختلاف سليقه است نيز به اختلافات يكديگر هم احترام مي گذارند و هرگز به  ديگران حتي والدين خود اجازه دخالت نمي دهند . و در مواردي هم كه اختلافي ايجاد مي شود بهتر است به خانواده ها مراجعه نشود زيرا جانبداري هاي بي مورد باعث تشديد اختلاف مي گردد. در چنين مواردي به مشاورين با تجربه كه بي طرف هم هستند مراجعه شود تا در محيطي آرام اختلافات حل شوند.

موارد بسيار ديگري را مي توان برشمرد كه شايد از حوصله اين بحث خارج باشد.

 

روابط جنسی

در مقاله ای خواندم که در یک آمار گیری به این نتیجه رسیده اند که روابط جنسی در زندگی زناشویی برای مردها در اولویتهای نخست و برای زنها در اولویتهای هفتم به بعد قرار دارد . می توان نتیجه گرفت که روابط جنسی یکی از اهدافی است که در هر ازدواجی خواه ناخواه مد نظر قرار خواهد گرفت.

از طرفی از آنجا که این مسئله یکی از غرایز طبیعی و خدادادی می باشد باید همان طور که به غرایز دیگر چون خوردن و آشامیدن اهمیت می دهیم به این جزء وجودی انسان نیز در چارچوبی صحیح و درست بپردازیم. و اگر افراد در چارچوب صحیح خانواده بتوانند این نیاز خود را ارضا نمایند مسلما" بسیاری از مشکلات و انحرافات اخلاقی در جامعه نیز از بین می رود.

در مواردی که افراد متاهل دچار انحرافات اخلاقی و جنسی می شوند می توان گفت عده ای از آنها به دلیل بوالهوسی و شخصیت ضعیفی که داشته اند به این انحرافات کشیده شده اند ولی در بسیاری از موارد هم دیده شده که افراد چون در محیط زناشویی خود نتوانسته اند نیاز های خود را برآورده کنند به انحرافات اخلاقی و خیانت جنسی روی آورده اند.

یکی از کا رشناسان قضایی عنوان می کرد که بسیاری از اختلافات زنها و شوهر ریشه در روابط جنسی دارد و ثابت شده که در بسیاری از موارد افراد چون نمی توانند نیازهای جنسی خود را با همسر خود ارضا نمایند و از طرفی متاسفانه چون در فرهنگ ما صحبت کردن آن هم با صراحت در این مقوله هنوز برای همه جا نیفتاده است لذا افراد وقتی نیازهای جنسی شان برآورده نمی شود به بهانه گیری در زمینه های دیگر می پردازند و مشکلات و مسائل دیگری را عنوان می کنند که فقط می توان گفت بهانه ای بیش نیستند و اگر مشکلات جنسی برطرف شوند این دسته از بهانه ها نیز به خودی خود حل خواهند شد.

لذا با توجه به اهمیت این موضوع و با در نظر گرفتن مسائلی که عنوان شد به همه زنها و مردها توصیه می شود که اطلاعات خود را در زمینه مسائل جنسی افزایش دهند و در این رابطه از کتابهایی که در این مورد نوشته شده استفاده نمایند و در مواردی هم که مشکلات پزشکی  وجود دارد به متخصصین مراجعه نمایند .

 یکی از توصیه های مهم این است که هر یک از همسران باید صراحتا" نیازها و خواسته های جنسی خود را به زبان بیاورد و از همسر خود بخواهد که به این نیازها اهمیت دهد و طرف مقابل هم وظیفه دارد بکوشد تا نیازهای همسرش را برآورده نماید. لذا شرم و حیا و خجالت که در جاهای دیگر بسیار پسندیده است در خلوت زناشویی بسیار ناپسند می باشد . زن و مرد باید بدانند که اگر در خلوت خود بتوانند نیازها و خواسته های یکدیگر را برآورده نمایند در نتیجه می توانند یک خانواده سالم و نهایتا" یک جامعه سالم داشته باشند

 

احترام گذاشتن

یکی دیگر از مواردی که می تواند در استحکام روابط دوستانه نقش به سزایی داشته باشد احترام گذاشتن به یکدیگر است.

در روابط زناشویی احترام گذاشتن متقابل بیشتر حائز اهمیت می باشد. احترام گذاشتن باعث افزایش محبت و دوستی می گردد.

زن و شوهر باید همانند یک روح در دو کالبد باشند بدین معنا که باید همانطور که انسان برای خود ارزش قائل    می شود برای همسر خود نیز ارزش قائل شود و از طرفی همانطور که فرد با خودش راحت هست باید با همسر خود نیز راحت و صمیمی باشد و احترام گذاشتن به این معنا نیست که به قول امروزی ها برای یکدیگر کلاس بگذاریم زیرا در چنین شرایطی دیگر راحتی و صمیمیت بی معنا می شود در حالی که زن و شوهر باید در کنار هم در کمال راحتی و آرامش باشند . شاید رعایت بعضی امور در برابر دیگران ضروری باشد ولی زن و شوهر باید در کنار هم احساس آرامش و راحتی بنمایند و همانطور که هر کسی با خودش راحت است باید با همسر خود نیز راحت و صمیمی باشد.

لذا احترام گذاشتن به این معنا است که خواسته های یکدیگر را بشناسیم و به آنها اهمیت بدهیم. و نقطه ضعفهای یکدیگر را هم بدانیم و به آنها نیز احترام بگذاریم. بدین معنا که به همسر خود بگوییم چون تو فلان کار را دوست داری من بخاطر تو آن را انجام می دهم یا بخاطر تو از فلان رنگ استفاده می کنم ویا بخاطر تو فلان جا می روم یا فلان غذا را تهیه می کنم و یا چون تو از فلان چیز خوشت نمی آید من به خاطر تو آن کار را انجام نمی دهم . من احترام گذاشتن را در چنین اعمالی می دانم یعنی در اصل توجه به خواسته های طرف مقابل .

احترام گذاشتن در همه جا ضروری است بخصوص در جلوی جمع اهمیت بیشتری می یابد. وقتی کسی در جلوی دیگران به همسر خود احترام می گذارد در اصل برای خود و خانواده اش ارزش قائل شده و با عمل خود به دیگران می فهماند که باید دیگران هم به او و خانواده اش احترام بگذارند زیرا تا وقتی ما برای خودمان ارزش قائل نشویم نباید از دیگران انتظار احترام داشته باشیم و درست گفته اند که احترام هر کس دست خودش می باشد.و اگر کسی برای خانواده خود ارزش قائل شد در اصل برای خودش ارزش و احترام قائل گردیده است .

دیده شده است  بعضی افراد در جلوی جمع با همسر خود برخورد نامناسبی داشته اند که موجب کدورت شده است و بعد ادعا کرده اند که منظوری نداشته اند و صرفا" قصد شوخی داشته اند ولی همین امر باعث کدورت و ناراحتی همسرشان شده است. ما از بزرگان خود شنیده ایم که در شوخی کردن حد اعتدال را رعایت کنید زیرا شوخی زیادی باعث کدورت و ناراحتی می شود.

از طرفی باید نقطه نظرها و نقطه ضعفهای همسر خود را بدانیم و به آنها احترام بگذاریم  زیرا دیده شده بعضی ها از نقطه ضعفها سوء استفاده کرده و موجبات ناراحتی دیگری را فراهم می کنند .از طرفی سعی کنیم ظرفیت خود را بالا ببریم تا به اندک چیزی از یکدیگر ناراحت نشویم. خلاصه آن که احترام گذاشتن به همسر خود در جلوی دیگران تاثیر صدچندان دارد و باعث ایجاد محبت بیشتر می شود .

یکی از اصطلاحات مسخره ای که بین امروزی ها رایج شده اصطلاح زن ذلیلی و یا مرد ذلیلی است که بنظر من    بی معنا می باشد زیرا اگر کسی به همسر خود احترام بگذارد و برای خواسته های همسرش ارزش قائل شود در اصل برای داشتن زندگی بهتر برای خودش تلاش می کند و برای خودش ارزش قائل می شود و یک چنین اصطلاحاتی بی معنا است زیرا احترام با ذلالت هیچ ربطی به هم ندارند.

از طرفی همیشه سعی کنید خواسته ها و نقطه ضعفهای خود را خودتان صراحتا" به همسرتان بگویید و در اصل خصوصیات خود را بیان کنید تا همسر شما از آنها آگاهی داشته باشد که بداند در آینده چگونه برخورد کند و به آن خواسته ها توجه نماید تا موجبات ناراحتی فراهم نشود. زیرا گاهی دیده شده فردی با همسر خود رفتاری را داشته است که به نظر خودش بد نبوده ولی همسرش دلخور شده است و این بدین معنا بوده که نمی دانسته  همسرش از چه کارهایی خوشش می آید یا از چه کارهایی بدش می آید. و از آنجا که برای شناخت ممکن است زمان زیادی لازم باشد  بهتر است تا زمانی که ما شناخت کامل پیدا می کنیم دلخوری پیش نیاید پس مواردی را که ممکن است برایمان مهم باشند عنوان کنیم تا احترامها از بین نروند زیرا اگر حرمتها شکسته شوند ترمیم روابط کار دشواری است پس سعی کنید اجازه ندهید که حرمتها ازبین بروند.

در همه روابط اجتماعی سعی کنید احترام سن و سال یکدیگر راحفظ کنید و کوچکترها برای بزرگترها احترام قائل شوند و بزرگتر ها اشتباهات کوچکترها را به حساب سن کمترشان ببخشند. مطمئن باشید اگر همیشه به همسر خود احترام بگذارید و به خواسته هایش توجه کنید این امر باعث می شود که همسر شما هم متقابلا" این کار را یاد گرفته و برای شما ارزش قائل شود و دیده شده در مواردی که یکی از طرفین سعی بیشتری در حفظ حرمتها داشته است طرف مقابل خود را شرمنده کرده و او را با عمل مکرر خود وادار به احترام متقابل نموده است. البته این در همه روابط دوستانه صدق می کند بخصوص روابط زناشویی.

 

هدیه دادن

یکی از کا رهای پسند یده ای را که می توانیم در راه مستحکم تر شدن د وستیهای خود انجام دهیم دادن کاد و وهد یه به یکدیگر می باشد.

هد یه دادن باعث افزایش محبت بین د وستان بخصوص همسران می شود. و همه مرد م از کوچک و بزرگ گرفته تا زن و مرد از گرفتن هد یه خوشحال می شوند.

این که افراد به مناسبتهای مختلف برای یکد یگر کاد و می گیرند نشان دهنده این است که :

دوست عزیز و یا همسر عزیزم چون تو را دوست دارم پس لحظات با تو بودن بخصوص لحظات خاطره انگیز با تو بودن را هم دوست دارم و آن لحظات را هرگز فراموش نمی کنم و همیشه آنها را گرامی می دا رم و به میمنت آن لحظات خاطره انگیز شادی ام را با تو جشن می گیرم.

من شخصا" هد  ف از کاد و دادن را در آن چه در بالا ذ کر کرد م می دانم و فکر می کنم یک چنین قصد و هد فی می تواند بسیار پسندیده و نیکو باشد. لذا یاد آوری خاطراتی مثل تولد- سا لگرد ازدواج و یا آشنایی و غیره می تواند نشان دهنده این باشد که ما د وست و یا همسرمان را که باید همیشه دوست ما هم باشد را فراموش نکرده و همیشه با یاد و خاطره او زند گی می کنیم.

از آنجا که هدیه دادن می تواند یک عمل معنوی باشد پس جایز نیست آن را با ماد یات بسنجیم. زیرا د یده شده افرادی هستند که فقط جنبه مادی کادو را در نظر می گیرند و شخصا" افرادی را د یده ام که ارزش مادی کاد و را سنجیده اند و حتی د یده ام که به بقول معروف توی ذ وق شخص کادو دهنده هم زده اند که چرا مثلا" کاد و گران قیمت تری نگرفته ای!؟ که بنظر من این یک عمل زشت و ناپسند است زیرا نفس عمل هد یه دادن مهم است نه ارزش مادی آن . ولی متاسفانه هستند افراد کوته بینی که دوستی ها را بر اساس معیار های مادی می سنجند.

افرادی که در هنگام گرفتن کاد و سختگیری می کنند بخصوص در مورد زن و شوهرها -  باعث می شود که افراد در هنگام خرید هد یه معذ ب باشند . مثلا" دیده شده که همسری هنگام تولد یا مناسبت د یگری گفته :

( وای دوباره تولد ش شد و نمی دانم چکار بکنم می ترسم باز هم از هد یه من خوشحال نشود و ایراد بگیرد و از این د ست جملات .)

در صورتی که اگر ما برخورد معنوی و درستی داشته باشیم هرگز همسرمان د ر هنگام تهیه هد یه معذ ب نخواهد بود و با شادی و شعف به استقبال روز های خاطره انگیز ما خواهد رفت.

هد یه باید شامل چیزی باشد که شخص با میل و رغبت و با سلیقه و با توجه به استطاعت خود ش آن را تهیه نماید در چنین شرایطی هد یه ارزش پیدا می کند. یک هد یه می تواند یک نگاه عاشقانه یا یک لبخند دوستانه و یا یک بوسه عاشقانه  یا یک شاخه گل و حتی یک متن و شعر زیبا و یا یک کادو ارزان و یا گران قیمت باشد ولی هر چه که باشد اگر از صمیم قلب اهدا گرد د با ارزش خواهد بود.

پس سعی کنید در هنگام گرفتن کاد و همیشه مراتب قد ر دانی خود را نشان دهید و وقتی سختگیری در کار نباشد  دیگران هم بیشتر برای کادو دادن استقبال می کنند د وستی می گفت ما می خواهیم ماه گرد ازدواجمان را هر ماه جشن بگیریم این در شرایطی است که افراد با یکد یگر ساده و صمیمی برخورد می کنند در حالی که د یده شده عده ای حتی از سالگرد ازدواج خود هم فراری هستند صرفا" به خاطر این که نمی دانند چگونه باید رضایت همسر خود را جلب نمایند.

 نکته د یگر که دوست دارم بیشتر خطاب به آقایان بگویم این است که د یده شده اکثر آقایان به خیال خودشان لطف می کنند و مبلغی پول را به همسر خود می دهند و می گویند برو و هر چه دلت می خواهد بعنوان کاد و بخر!

من با این عمل چندان موافق نیستم . زیرا بنظر من شخص اگر برای همسرش ارزش قائل است باید زمانی را هزینه کند و بیندیشد که چگونه می تواند همسر خود را خشنود کند و این یعنی سلیقه و خواسته های همسرش را            می شناسد و مطابق با آنها همسر خود را شاد می کند. وگرنه دادن پول و خرید کردن در طول زندگی یک امر تکراری است و خرید کردن جزء یکی از کا رهای روزمره افراد می باشد. مهم این است که همسر وقت گذاشته فکر کند و همسر خود را شگفت زده و شاد نماید.

یکی د یگراز مواردی را که د یده ام این بوده که خانمی خانه دار برای همسر خود کادویی تهیه نموده و مرد پس از دریافت کادو با خنده و به قول خود ش به شوخی گفته از پول خود م برای خود م کاد و خریده ای؟ که این

 ا مر سبب ایجاد کد ورت شده است. بی شک از این نوع برخوردها را می توان زیاد د ید که بنظر من چنین افرادی باید در خود شان یک سری تحولات اساسی انجام دهند و میزان د رک خود را افزایش دهند و از طرفی باید بدانند که افراد خانه دارهم د ر اقتصاد خانواده سهیم هستند که در این مقوله بحث مبسوطی را در آینده خواهیم داشت . در مورد چنین افرادی هد یه گرفتن از جانب فرزندان هم زیر سوال می رود ! زیرا فرزندان هم تحت پوشش اقتصادی والد ین هستند ولی مهم این است که به یاد افراد خانواده می باشند. و ارزشها و مناسبتها را درک می کنند. پس باید چنین اشخاصی همانطور که گفتم در نگرش خود تغییراتی را اعمال نمایند.

بعضی ها ممکن است مناسبتهای مختلف را فراموش کنند که من پیشنهاد می کنم این روزهای خاص را در جایی که در معرض د ید است یاد داشت کرده تا فراموش نکنند زیرا وقتی می شود با یادآوری یک روز خاطره انگیز د ل همسرمان را شاد کنیم چرا دریغ کنیم. حتی اگر می توانیم روزهای عادی د یگر را هم برای خود مان خاطره انگیز کنیم وسعی و تلا ش کنیم هر روز قد می در راه بیشتر شد ن محبت بین یکد یگر برداریم.

امیدوارم در مطالب آینده بتوانم به نکات کوچک ولی مهم و حائز اهمیت در زند گی بپردازم. و از طرفی از همه دوستانی که نظر می دهند سپاسگزارم ولی از نظر منطقی باید قبول داشت که برآورده کردن سلیقه و نظر همه دوستان غیر ممکن است و هیچ کس نمی تواند کاری را انجام دهد که مورد رضایت همه باشد زیرا ا فکار و عقاید با هم متفاوت هستند  و همین باعث می شود کاری از نظر یک نفر درست و از نظر د یگری نادرست باشد ولی به نظر من عقاید همه محترم است و من تا آنجا که بتوانم سعی می کنم نظرات دوستان را اعمال نمایم.

 

ابراز محبت

 اکنون می خواهم به مسائل بعد از ازدواج اشاره نمایم. مواردی که باید انجام دهیم و یا ندهیم تا زند گی بهتری داشته باشیم زیرا در زند گی مشترک زوجین باید سعی کنند هر روز کاری کنند که پیوند شان مستحکم تر شود و عشقشان افزون تر گردد زیرا بسیار جای تاسف خواهد داشت اگر عشق اولیه زوجین به عاد ت تبد یل گردد.

و در هر کاری تا ما نخواهیم و تلا ش نکنیم هیچ اتفاقی نمی افتد پس اگر د وست دارید زند گیتان هر روز بهتر از روز قبل باشد پس باید در این راه تلا ش خود را تا حد ممکن انجام دهید. متاسفانه بعضی ها برای بد ست آوردن خوشبختی هیچ زحمتی به خود نمی دهند و بعد از مد تی که د چار مشکل می شوند از زمانه و از همسر و از همه متوقع می شوند و به بخت و شانس و اقبال خود نفرین می کنند و تازه به فکر چاره می افتند این نوع از افراد توقع دارند سعادت خودش بیاید و در خانه آنها را بزند و داخل شود در حالی که غافلند از این که برای بد ست آوردن خوشبختی باید تلاش کرد و این تلاش شامل همه موارد کوچک و بزرگ در زند گی می باشد زند گی همه ما تشکیل شده از مسائل روزمره که اگر به همین موارد جزئی دقت نشود مطمئن باشید د چار مشکل می شوید به قول سهراب سپهری زندگی شستن یک بشقاب است بنظر من این یعنی زند گی کردن بسیار آسان است و با اهمیت دادن به بسیاری از جزئیات می توان زند گی خود را د گرگون نمود. و بدانید در زند گی باید پایه ها را محکم کرد و اگر در این راه سهل انگاری شود مطمئن باشید د یر یا زود اثرات سوء آن را خواهید د ید. لذا من سعی می کنم در حد توان و بضاعت خود در هر مبحث به یکی از همین اصول و موارد کلی یا جزئی در زند گی بپردازم .

اولین و آسان ترین و کم خرج ترین پیشنهادی که می توانم به همه بکنم و اطمینان هم دهم که اثر معجره آسایی دارد این است که حداقل روزی دو بار به همسر خود بگویید :

دوستت دارم.

باور کنید این یک جمله جادویی است. زیرا ابراز کردن محبت باعث می شود ریشه های محبت در دل طرفین عمیق تر گردد. اگر ما در طول روز به کرات با جملات محبت آمیز از هر نوع آن به همسر خود ابراز محبت کنیم اثر آن را در روحیه و زندگی خود و همسرمان خواهیم د ید. اگر صبح که از همد یگر برای رفتن بد نبال کارمان جدا می شویم یک جمله محبت آمیز بگوییم همسرمان در طول روز با انرژی مثبت و با امید د ر کنار ما بود ن لحظه شماری می کند تا به آغوش خانواده برگرد د و در شب هم اگر یک بار دیگر جمله محبت آمیز دوستت دارم را بشنود همه خستگی های روزمره را از خود دور می کند.

جمله دوستت دارم فقط یک ثانیه از وقت ما را می گیرد آیا بنظر شما اگر انسان یک ثانیه را سرمایه گذاری کند برای آن که 24 ساعت از زند گی اش را شیرین کند این یک سرمایه گذاری جادویی نیست؟

بعضی ها می گویند این نوع از کا رها لوس بازی است یعنی چه هر روز اینکا رها را انجام دهیم؟ من در جواب این افراد می گویم فرض می کنیم این کا رها نوعی لوس بازی باشد ولی بنظر من اگر باعث مستحکم تر شدن روابط ما می شود چه اشکالی دارد که ما در این راه حتی لوس بازی هم در آوریم! در حالیکه ابراز عشق و محبت یک کار پسندیده است و باور کنید اگر کسی مداوم آن را زبانی تکرار کند کم کم ملکه ذهن و قلبش می شود . انسانها فطرتا" طالب محبت هستند و از این که مورد محبت د یگران قرار بگیرند خشنود می شوند پس برای خشنودی        دیگران بخصوص همسرمان چه اشکالی دارد محبت خود را نشان دهیم هم در اعمال و هم در گفتار. بعضی ها در ابراز محبت خود خساست به خرج می دهند بخصوص در جامعه ما مردها در این زمینه کمی برایشان مشکل است که جملا ت عاشقانه را به زبان بیاورند و بسیاری از افراد ادعا می کنند که ما همسر خود را دوست داریم واین موضوع را همسرمان باید از اعمال و حرکات ما متوجه بشود. در جواب این عده باید گفت شما که ادعا می کنید در رفتار خود مشکلی ندارید و محبت دراعمال شما مشهود است چه اشکالی دارد یک ثانیه از عمر خود را با یک جمله عاشقانه نثار همسر خود نمایید.

از طرفی بدانید هرگز دیگران نمی توانند به مکنونات قلبی ما و یا به آن چه در ذهن ما است پی ببرند مگر این که خود مان به نوعی آن را بروز دهیم آنها که ادعا می کنند همسر ما باید خودش متوجه شود لحظه ای بیند یشند که همسرشان شاید این تیز بینی را ندارد که به مکنونات قلبی و ذهنی همسرش پی ببرد پس از کجا باید این محبت را درک کند. باور کنید خیلی از افراد ی که د چار مشکل شده اند برای این بوده که احساس می کرد ند همسرشان دوستشان نداشته در حالی که طرفشان ادعا می کرده همیشه همسرش را دوست داشته فقط چون این محبت بروز داده نشده سوء تفاهم های زیادی بوجود آمده است. توصیه می کنم یک ماه هم که شده این کار را تمرین کنید باور کنید کم کم ملکه ذهنتان می شود و عمیق تر شدن محبت و عشق را در وجود خود حس خواهید کرد بطوری که به دیگران نیز توصیه خواهید نمود. ازطرفی فرزندان ما باید ببینند که ما چگونه به یکد یگر محبت می کنیم وعشق ورزیدن و محبت کردن را یاد بگیرند تا بتوانند در آینده افراد با محبت و با عاطفه ای باشند. هرگز از ابراز عشق و محبت خجالت نکشید زیرا محبت ورزید ن یک هنر است پس سعی کنید یک هنرمند باشید . محبت ورزید ن به همه انسانها زیباست بخصوص محبت کرد ن به همسر که از زیبا ترین و پسند یده ترین کارها است که همه اد یان و همه بزرگان و همه ملل آن را سفارش کرده اند.

در مورد سن ازدواج عقیده های مختلفی وجود دارد ولی در کل بنظر من اگر کسی دارای بلوغ فکری باشد و به مرحله ای رسیده باشد که بتواند قبول مسئولیت نماید می توان گفت آماده ازدواج می باشد. و دیده شده افرادی را که در سنین پایین ازدواج موفق داشته اند و همینطور افرادی را که در سنین بالا ازدواج ناموفق داشته اند. من قبلا" هم گفته ام سن و سال دلیل لازم و کافی برای عاقل بودن نیست زیرا افرادی هستند که سنشان بالا است ولی بالغ نشده اند و برعکس افرادی هستند که خیلی زود به بلوغ شخصیتی می رسند. ولی از آنجا که ما وقتی مسئله ای را بررسی می کنیم باید کل را بسنجیم و کلی نظر دهیم و استثنا ها و جزئیات را چندان مد نظر قرار ندهیم می توان گفت اصولا" ازدواجهایی که در سنین پایین صورت می گیرند نا موفق می باشند و بعدا" که وارد زندگی می شوند مشکلا ت عد یده ای بوجود می آید . شاید در جامعه گذ شته و در زمان پدران و مادران ما آنها در سنین کم ازدواج کرده باشند و از چیزی هم نا را ضی نباشند ولی این را باید بدانیم آنها در زمانه ای بوده اند که نگرشها و توقعات و روابط و احترامها و مناسبتها و خیلی چیز های دیگرشان با زمانه ما فرق داشته است . گذشت و فداکاری در بین      قد یمی ها بیشتر بود احترامها و روابط زن و مرد و فرزندان جور د یگری بود. ولی امروزه زمانه تغییر کرده و خواسته ها و جایگاه زنها و مردها فرق نموده است و جامعه در گیر تغییر و تحول است و این تحولات چه خوشایند باشند یا نباشند وجود دارند و ما خواسته یا نا خواسته در گیر این تغییرات هستیم لذا با توجه به آنها باید مسیر زند گیمان را معین کنیم.

در زمانهای گذشته زنان ما در سنین نوجوانی قبول مسئولیت مادری را می نمود ند و مردان ما قبول مسئولیت پدری را می کرد ند . افرادی را می شناسم که در سن 17 سالگی پدر و مادر شده اند. ولی امروزه شما اعمال و رفتار یک جوان 20 ساله را در نظر بگیرید متوجه می شوید که خیلی از حرکاتش دور از شان یک  پدر یا یک مادر است ولی این اعمال ناشی از شور جوانی است و اقتضای سنش را می نماید و شاید در نظر گذ شتگان جلف بنظر آید ولی در نظر نسل امروز هیچ ایرادی را ندارد. با توجه به این مسائل باید بگویم شاید از نظر پیشرفت علم و تکنولوژی سطح آگاهی ها بالا رفته باشد ولی از نظر قبول مسئولیتها جوانا ن براحتی زیر بار مسئولیت نمی روند. با توجه به این اوصاف نظر شخصی من در مورد سن ازدواج 25 سال به بعد می باشد و این در مورد زن یا مرد هم فرقی نمی کند . باید به جوانان فرصت آموختن تجارب را داد و آنها باید فرصت داشته باشند که به سنی برسند که بتوانند خودشان تشخیص درست را از نادرست بدهند و بتوانند خودشان تصمیم بگیرند و همانطور که قبلا" گفته ام باید شخص خودش به مرحله ای از ایمان و یقین برسد تا بتواند تصمیم بگیرد و قبول مسئولیت نماید. و باید اجازه دهیم جوانان در این راه روال عادی را طی کنند و نباید آنها را با روشهای مختلف به جلو هل داد زیرا اگر آنها در شرایط خاصی که بزرگترها برایشان مهیا می کنند تصمیمی بگیرند بدون آن که به رشد کاملی رسیده باشند بدانید در جایی از

 زند گی اثرات سوء این نوع از تصمیم گیری را مشاهده خواهیم کرد. و واقعا" راست گفته اند که عجله کار شیطان است. متاسفانه هنوز در بعضی از خانواده ها در مورد سن بخصوص خانمها نظرات نابجایی وجود دارد که اگر عقلا نی برخورد شود می توان با این نوع نگرشها هم مبارزه نمود.

از طرفی سنین خیلی بالا را هم برای ازدواج نمی پسند م زیرا بنظر من ازدواج یک پیوند آسمانی است که باید با شور و هیجان و خاطرات خوش همراه باشد و اینها همه مسائلی است که می توان در دوران جوانی به آنها دست یافت و وقتی کسی دوره جوانی را طی کرد دیگر شوروهیجان لازم را به اقتضای سن خود نخواهد داشت و اصولا" حوصله و نیروی کافی را هم نداشته و چه بسا بسیاری از اعمالی را که می تواند خاطره انگیز باشد را حتی لوس بازی قلمداد کند در صورتی که اگر در دوره جوانی ازدواجی صورت پذ یرد لذ تی را می توان تجربه کرد که در هیچ  دوره د یگری از عمر تکرار نشد نی خود نمی توانید تجربه نمایید. پس توصیه می نمایم همانطور که نباید زود اقدام به ازدواج نمود د یر هم نباید به فکر افتاد سعی کنید از دوران جوانی خود بهره لازم را ببرید.

مطلب بعدی در مورد تفاوت سنی بین زوجین است . باز هم می گویم بنظر شخصی من که البته شاید هم نادرست باشد تفاوت سنی زن و مرد باید حداکثر 5 سال باشد . و من ازدواج افراد هم سن و سال را می پسند م و و تفاوتهای زیاد را قبول ندارم. زیرا بنظر من با توجه به همان بحث تغییر و تحول در جامعه که می توان گفت سیر این تحولات در سالهای اخیر زیاد هم بوده و هر سال با سال های دیگر تفاوتها چشمگیر تر می شوند باید زن و مرد در دوره ای هم زمان پرورش یافته باشند که تغییر و تحولات را تقریبا" هم زمان د یده باشند زیرا کلیه تحولات اجتماعی در شخصیت همه مردم تاثیر دارد و اگر دو نفر در یک دوره پرورش یافته باشند تاثیر تحولات جامعه بر روی آنها هم تقریبا" یکسان خواهد بود.

شما اگر در بین اطرافیان خود دقت کنید خواهید دید که دو نفر با تفاوت سنی ده سال چقدر می توانند متفاوت فکر کنند در صورتی که ده سال زمان زیادی نیست ولی با توجه به دنیای امروزی و عصر ارتباطات باید قبول کنیم که تفاوت نسلها کاملا" مشهود هست و این تفاوتها در دهه ها باید سنجیده شوند شاید در گذشته معیار سنجش زمانی بیشتر بود ولی بنظر من می توان تفاوت دو نفر را در دو دهه کاملا" حس کرد . شما هم اگر بخواهید می توانید با یک نگاه تیز بینانه این تفاوتها را ببینید.

  بسیاری از حرکات برای زن یا مرد از نظر یک دوره نامناسب است و از نظر نسل دیگر مناسب می باشد و اگر دو نفر برای دو دوره باشند سر همین مسائل اختلا ف پیدا می کنند. مثلا" در گذشته دوستی بین دختر و پسر ناشایست بود ولی امروزه بسیاری از افراد آن را توصیه

می کنند و کار درستی بنظرشان می آید و این اختلا ف سلیقه با توجه به سیر تحولات جامعه ایجاد شده است. من سفارش می کنم با کسی ازدواج کنید که تقریبا" در یک دوره از زمان پرورش یافته باشید تا تحولات خاص هر دوره را با هم تجربه کرده باشید. زیرا تحولات جامعه بر فرهنگ و عقاید افراد تاثیر مستقیم می گذارد.

نکته ای را هم باید متذکر شوم زیرا دیده ام افرادی را که با تفاوت سنی زیاد ازدواج می کنند و وقتی آنها را منع می کنیم می گویند مثلا" مادر و پدر من یا فلا نی با اختلا ف سنی زیاد زندگی خوبی را داشته اند. ولی آنها در نظر نمی گیرند که مادران و پدران ما در شرایط خود بسیار صبورتر و با گذشت تر از نسل امروز بوده اند. و د یده شده که در آینده مشکلا تی پدید آمده البته افراد موفق هم داشته ایم. و این در شرایطی است که دو نفر با انگیزه و بلوغ شخصیتی کامل در مورد تمام مسائل به تفاهم رسیده اند و در چنین شرایطی تفاوت سنی را می توان نادیده گرفت.

از طرفی تفاوت سنی زیاد منجر به ایجاد مشکلا تی در آینده می شود. یکی از آن مشکلا ت این است که اصولا" با بالا رفتن سن حوصله و توانایی فرد کم می شود و حتی سلا متی شخص می تواند کاسته شود و زوج دارای سن کمتر در چنین شرایطی احساس نا خوشایندی دارد د یده شده در چنین شرایطی فرد جوان تر از خود به عنوان پرستار یاد کرده که مجبور است همسر خود را ترو خشک کند و یا از بی حوصلگی و ناتوانی همسر خود رنج برده است . که البته اگر فرد عاقل باشد باید بداند که سیر طبیعی زندگی با توجه به گذر عمر و سن و سال به همین منوال است و ما نمی توانیم از کسی که مثلا" 15 سال از ما بزرگتر است توقع داشته باشیم مثل ما سالم یا با نشاط وبا حوصله باشد باید به فکر آینده هم بود و دوران کهولت را هم در نظر گرفت. اگر دو نفر هم سن و سال باشند گذ ر عمر برایشان مساوی است و به یک میزان نیرو و نشاط و سلامتی خود را از دست می دهند و هر دو برای هم پرستاری می کنند و در حق د یگری اجحاف نمی شود.

و همین اختلا ف سنی زیاد که منجر به نارضایتی یکی از طرفین می شود دیده شده که منجر به خیانت و یا حتی ازدواج مجد د گردیده است زیرا فرد جوان تر حق خود دانسته که از جوانی خود استفاده کند و از زند گی اش  لذ ت ببرد و هیچ  دلیلی را برای پایبندی خود ندانسته است. که البته من به نا درستی این کار معتقد هستم ولی از طرفی می گویم یک فرد اگر تفاوت سنی زیادی را حس می کند باید عواقب این مسائل را هم پیش بینی نماید و تصور روزهایی را نماید که ممکن است همانطور که گفتم برای عده ای پیش آمده برایش بوجود بیاید آیا بهتر نیست از اول به فکر عاقبت کار باشیم و عاقلا نه تصمیم بگیریم؟

همانطور که گفتم من با تفاوت سنی حداکثر 5 سال موافق هستم و به نظر من در این محور فرقی هم نمی کند مرد بزرگتر باشد یا زن. ولی در جامعه جا افتاده که زنها باید کوچکتر باشند ! که البته این فکر از آنجا نشات گرفته که خانمها به دلایل علمی وهورمونی و زایمان زود تر از آقایان از لحاظ ظاهری شکسته می شوند و به این د لیل        می گویند خانمها باید کوچکتر باشند . که البته اگر تفاوت سنی کم باشد و موازین بهداشتی و پزشکی هم رعایت شود این پژمرد گی هم د یرتر صورت می گیرد.

نکته دیگری را که دوست دارم اشاره کنم این است که من همکاری داشتم که این آقا در زمانی که تصمیم گرفته بود ازدواج کند می گفت بایدهمسر من سنش کم باشد تا من بتوانم او را همانطور که دوست دارم تربیت کنم!؟ البته این مورد شاید عقیده بسیاری از افراد باشد که من در جواب این گروه باید بگویم وقتی ما ازدواج می کنیم باید برای هم حکم همسر و دوست را داشته باشیم و نباید برای هم رل پدر یا مادر و یا خواهر و یا برادر بزرگتر را بازی کنیم زیرا ثابت شده هیچ زن و  مردی دوست ندارد در کنار همسر خود احساس کند که طرف مقابلش برای او حکم والدینش را داشته باشد و یا قصد تربیت او را داشته باشد. زیرا یکی از شرایط ازدواج بلوغ است اگر ما به بلوغ فرد مقابل خود شک داریم چه لزومی به ازدواج می باشد و اگر دوست داریم کسی را تربیت کنیم بهتر است به فکر تربیت فرزندانمان باشیم. از طرفی خود کلمه همسر تشکیل شده است از هم به اضافه سر و می توان گفت یعنی دو چیز یا د و شخصی که در یک سطح و اندازه می باشند و این نشان دهنده این است که دو همسر باید از همه لحاظ در یک سطح و اندازه باشند و به عبارتی هم سر و هم گون باشند .

امید وارم که همه بتوانند در زند گی فرد هم سر و هم شان خود را پیدا کنند.

دیگر مسئله در مورد تفاوت رسم و رسوم ازدواج در بین اقوام مختلف می باشد. ابتدا خاطره تلخی که این دوست من داشت را برای شما عنوان می کنم تا بتوانیم نتیجه بهتری بگیریم.

در سالهای گذشته این دوست ما به خواستگاری دختر خانمی رفته بود وبا توافق هم مراسم نامزدی نیز برگزار شده بود و چند ماهی را هم با خوبی و خوشی با هم گذ رانده بودند که در این مدت عید قربان مقارن می شود با دوره نامزدی این دو نفر. دوست ما با توجه به این که در این مورد در فامیل و خانواده شان هیچ گونه رسم و رسومی را نداشتند و از رسوم خانواده دختر هم اطلاعی نداشته بود لذا در این روز بخصوص به خانه نامزد خود نرفته و هیچ هدیه ای را هم برای این روز خاص تدارک ندیده بود که همین مسئله برایش مشکل ساز شد. زیرا خانواده دختر رسم داشتند که در اعیاد مذهبی و روزهای خاصی باید خانواده داماد همراه با گل و کاد و و شیرینی برای تبریک به خانه عروس بروند وطبق رسوم آنها اگر در این امر کوتاهی صورت می گرفت نشان دهنده بی احترامی به عروس بود. لذا د وست ما بی خبر از این رسوم ناخواسته مورد اتهام قرار گرفت که بی احترامی کرده است و همین گلا یه و توقعات و گفتگوهای بعدی آنقدر ادامه پیدا کرد که سر یک چنین مسئله کوچکی نامزدی این دو نفر به هم خورد که البته مقصر اصلی هم خانواده د ختر بود ند که کوتاه نیامد ند و موضوع را خیلی بزرگ کردند. البته این د وست ما در آینده با شخص د یگری ازدواج کرد که خوشبختانه هم موفق بوده است.

ولی بحث ما این است که مشکلا تی از این د ست را چگونه باید توجیه کرد؟

ما می دانیم که در کشور ما اقوام مختلفی زندگی می کنند و هر شهر و هر قومی فرهنگ و رسوم خاص خود را دارند و اطلاع نداشتن از رسوم د یگران جرم محسوب نمی شود! و اگر برای کسی رسوم خانواد گی اش خیلی مهم است بهتر است آنها را به طرف مقابل بگوید و در اصل کار اطلاع رسانی را قبل از هرامری انجام دهد تا شخص  مقابل هم مطلع شود و نباید عدم اطلاع از خواسته هایمان را به حساب توهین و یا بی توجهی قلمداد کنیم . اگر کسی از خواسته های ما اطلاع داشت و توجه نکرد آن وقت باید قضاوت کرد البته در آن شرایط هم باید صحبت های شخص مقابل را  شنید و به قول معروف یک طرفه به قاضی نرویم.

البته من خانواده هایی را دیده ام که خیلی سنتی برخورد می کنند و هنوز احترام و عشق را در گرو این مسائل    می دانند . حتی خانواده هایی هستند همانطور که قبلا" گفتم تا نوک د ماغشان را می بینند و بیشتر از آن وسعت دید و یا آگاهی را ندارند. مثلا" خانواده ای را دید م که وقتی داماد برای عروس کاد و آورد قبل از هر چیز رفتند و نمونه آن را قیمت کرد ند تا بر اساس قیمت آن عشق را سبک وسنگین کنند. و یا دیده ام که دامادی برای روز زن برای نامزد خود یک کیف کادو داد و با اعتراض خانواده عروس مواجه شد که چرا طلا نیاورده است! و واقعا" برای من جای تعجب داشت که چطور آد م باید رویش بشود که بتواند نوع هد یه را هم معین کند. البته به نظر من از افراد کوته فکر هیچ توقعی را نمی توان داشت و حتی می توان پیش بینی بد تر از اینها را هم نمود .

تنها راه حل به نظر من این است همانطور که در مباحث پیش از ازدواج گفتم در انتخاب همسر آینده خود د قت لازم را انجام دهید و با توجه به میزان فهم و شعور و فرهنگ شخص و خانواده اش اقدام کنید. و سعی کنید قبل از هر چیز از موارد مهمی چون فهم و شعور فرد مقابل آگاهی پیدا کنید. و اگر کسی چشم بسته اقدام کرد و بعد هم با مشکلا تی از نوع آن چه که عنوان شد مواجه شد می توان گفت خودش مقصر است که شناخت لا زم و کافی را کسب نکرده است.

لذا با کمی درایت می توان از بسیاری مشکلا ت د ور ماند. و از طرفی سعی کنید اگر از د و خانواده با د و فرهنگ مختلف هستید در ابتدا آگاهی های لا زم و طرز تفکر خود را برای یکد یگر مشخص کنید. و اگر فکر می کنید می توانید با آن نوع از فرهنگ کنار بیایید اقدامات بعدی را انجام دهید. 

نکته مهمی را که می توانم برای همه توصیه کنم این است که سعی کنید قبل از ازدواج چشمان خود را کاملا" باز کنید و همه مسائل را د قیق ببینید ولی بعد از ازدواج چشمان خود را به روی بسیاری از مسائل ببند ید و خیلی چیزها را نادیده بگیرید. و گذ شت را پیشه خود کنید.

ولی متاسفانه افرادی هستند که قبل از ازدواج چشمان خود را می بندند وبعد از ازدواج چشمان خود را باز           می کنند. واین دسته از افراد هستند که د چار مشکل می شوند.  به نظر من د وران آشنایی قبل از ازدواج و یا د وران نامزدی زمانی است که شخص باید چشمان خود را کاملا" باز کند و کوچکترین نکته ای را نا د یده نگیرد زیرا زمان زمان شناختن است و دوره حساس و سرنوشت سازی است وزمانی است که باید عقل حکم کند بعد از این دوره می توان به امور دیگری چون عشق ورزید ن و غیره پرداخت.

اگر در دوران نامزدی عیب یا ایرادی را در همسر خود د ید ید و توانستید آن را ناد یده بگیرید پس باید د ر آینده هم این اغماض را داشته باشید . مثلا" اگر نوعی خساست را در همسر خود د ید ید و توانستید در دوران نامزدی باآن کنار بیایید و ناراحت نشد ید و به قول معروف به خاطر احساسات عاشقانه از آن صرف نظر کرد ید باید قبول کنید که اگر د ر ده سال آینده هم چنین عملی را د ید ید باید صرف نظر کنید و ناراحت نشوید. یعنی اگر گذ شت کرد ید باید تا آخر هم گذ شت کنید و اگر نمی توانید گذ شت داشته باشید پس در همان ابتدا هم خود را با        گذ شت نشان ندهید. واگر قرار است در آینده و پس از ازدواج همه نکات منفی را مهم جلوه دهید پس بهتر است در دوران قبل از ازدواج هم عقاید و نظرات خود را با صراحت بیان کنید و اگر از رفتاری می رنجید آن را در همان زمان روشن کنید. زیرا دیده شده است افراد- بسیاری از مسائل را در دوران نامزدی   د یده اند ولی توجه نکرده اند و به قول خود شان فکر کرده اند در آینده مسائل خود بخود حل می شود ویا بر اساس احساسات مشکلا ت را ناد یده گرفته اند ولی بعد از ازدواج میزان گذ شتشان کاهش یافته و احساسات را کنار گذاشته اند و تازه شروع کرده اند به د ید ن مسائل از د ید عقلا نی آن . در حالی که این کار مختص زمان نامزدی است نه پس از ازدواج.

باز هم تاکید می کنم اگر قصد دارید ازدواج موفقی داشته باشید سعی کنید در د وره نامزدی شناخت لا زم و کافی را بد ست بیاورید و همانطور که گفتم چشمان خود را کاملا" باز کنید و حتی اگر شده چشمان دیگری را هم قرض بگیرید و همه مسائل را زیر ذره بین قرار دهید و احساسی برخورد نکنید. که اگر با توجه به این موارد ا نتخابی داشته باشید بدانید موفق خواهید بود و فرصت های زیادی را در بقیه عمر برای احساسات و عشق ورزید ن خواهید داشت.

 یکی د یگر از مشکلا تی که جوانان با آن روبرو هستند مشکل ولیمه شب عروسی است.

ولیمه ازدواج یکی از مواردی است که هم در د ین و هم د ر فرهنگ ما پسند یده و سفارش شده است. البته وقتی پسند یده است که دو نفر به میمنت یک وصلت عده ای از نزد یکان و یا دوستان را برای رقص و شادی و پایکوبی دعوت کنند و با صرف شام هم میهمانی را پایان دهند. و هدف فقط اعلام یک وصلت براع اطلاع همگان و ایجاد یک شب خاطره انگیز همراه با شادی و شعف می باشد. ولی متاسفانه حالا بیشترین دغدغه زوجها این شده که سالن چگونه باشد ویا چند نوع غذا و د سر تهیه شود که مبادا از غافله تجمل گرایی و خود نمایی عقب بمانند. که این دغدغه موجب ایجاد مشکلات اقتصادی و حتی روانی می شود. از طرفی افرادی که فکر می کنند باید در یک شب چند ین نوع غذا سرو شود به نوعی به میهمانان خود توهین می کنند زیرا می توان برداشت کرد که میزبان تصور می کند میهمانان افرادی شکم باره هستند که هدفشان از شرکت در مراسم شاد مانی فقط خوردن است و شادی را فقط در گرو خوردن می دانند. زیرا اگر غیر از این باشد باید دانست که شادی با چیزهای دیگری هم می تواند مهیا شود و و خورد ن جزئی از یک مراسم است و لزومی ندارد در این مورد اسراف شود و هزینه زیادی خرج شود که مجبور باشیم تا مد تها آن را جبران کنیم اگر مراسم ها ساده برگزار شوند شاید بتوان هر سال مراسم کوچک و شاد مانه ای را به میمنت سالگرد ازدواج هم گرفت و هر سال از دوستان در یک مراسم کوچک و خود مانی دعوت به عمل آورد که خود از لحاظ روانی در زند گی تا ثیر به سزایی دارد. ولی وقتی جشنی با هزینه زیاد برپا شود مسلما" تکرار آن مقد ور هم نمی باشد.

با این اوصاف سعی کنید در یک چنین مراسمی از افرادی که واقعا" دوستشان دارید دعوت به عمل آورید و از شلوغی و بریز و بپاش های بی مورد هم بپرهیزید و هرگز مقایسه نکنید که فلا نی چون فلا ن تعداد نفرات را دعوت کرد و فلا ن تعداد غذا سرو کرد ما هم باید چنین کنیم همیشه به توانایی و قدرت خود بیند یشید و براساس آن برنا مه ریزی کنید و بزرگترها هم سعی کنند جوانها را درگیر خواسته های خود نکنند زیرا بسیاری از جوانها بخاطر همین مشکلات از ازدواج فراری هستند زیرا با یک حساب سر انگشتی متوجه می شوند از پس مخارج بیهوده        نمی توانند برآیند.

باور کنید با یک مراسم ساده می توان این سنت پسند یده را خاطره انگیز نمود. البته بسیاری را هم د یده ام که بجای برگزاری مراسم هزینه آن را صرف مسافرتهای داخلی و یا خارجی کرده اند که اگر پای صحبت آنها بنشینید متوجه می شوید که کوله باری از خاطرات خوش را با خود همراه دارند البته بد ون دغدغه های فکری که مثلا" خوب شد یا بد شد یا زشت و زیبا شد! افرادی که د رگیر مراسم ازدواج هستند بعدا" که از آنها سوال می شود جز خستگی و دغدغه خوب و بد شدن مراسم چیزی را بخاطر نمی آورند .

یکی د یگر از مشکلا ت جوانان  تهیه جهیزیه است که آن هم اگر با پدیده چشم وهم چشمی همراه شود مشکل آفرین خواهد بود. زیرا جهیزیه یک نوع کمک بزرگترها به کوچکترها است که البته باید در این کمک خانواده هر دو نفر مساعد ت نمایند تا دو جوان از لحاظ مسکن و وسایل تا حد ودی تا مین شوند و بهتر شدن زند گی شان در آینده به عهده خود جوانها می باشد. لذا اگر افراد فقط به نیازها بپردازند شاید بسیاری از مشکلا ت حل شود.

من از شما خواهشی دارم . یک قلم و کاغذ بردارید و در خانه خود تان شروع کنید به لیست برداری از وسایلی که در کمد و گنجه و کابینت و انباری و غیره است و متوجه خواهید شد که بسیاری از لوازمی که شما دارید و د ر خانه ها وجود دارند و هم از لحاظ مکانی جایی را اشغال کرده است و هم هزینه هایی را در بر داشته است فقط شاید سالی یک یا د و بار از آنها استفاده شده و شاید هم گاه گاهی استفاده بشود یا حتی اصلا" هم بکار نیایند اگر این کار را بکنید متوجه بسیاری از لوازم اضافی در خانه خود خواهید شد . بسیاری از لوازم فقط جنبه تزئینی دارند بسیاری از آنها فقط برای میهمانان سالی یک بار استفاده می شوند و و بسیاری از آنها فقط در کمدها جا سازی شده اند و واقعا" اگر آد م بخواهد لوازم ضروری را داشته باشد باور کنید چندان هم به زحمت نمی افتد. بسیاری از افراد وسایلی را تهیه می کنند که شاید در سال اگر یک یا دو بار میهمان داشته باشند از آنها استفاده کنند . خوب است در چنین مواردی از فروشگاههای ظروف کرایه استفاده کرد تا هم هزینه کمتر شود و هم نیاز به انباری برای انبار کردن نباشد.

باور کنید افرادی هستند که جهیزیه تهیه می کنند تا به رخ دیگران بکشند و افرادی هم هستند که خیلی مایلند از چند و چون جهیزیه دیگران با خبر شوند. خود م افرادی را دید م که به مارک وسایل عروس نگاه می کرد ند تا ببینند تولید داخلی است یا خارجی! آیا بنظر شما ارزش دارد انسان خود ش را بخاطر چنین افرادی که فقط تا نوک دماغشان را می بینند به زحمت بیندازد و خود را د چار مشکل کند. بنظر من حرف این افراد حقیر و پست ارزش حتی فکر کردن را ندارد تا چه برسد به این که بخواهیم بخاطر حرف ابلهان خود را به زحمت بیندازیم.

سعی کنید همیشه طوری زندگی کنید که خودتان راحت هستید و می پسند ید و هرگز بخاطر نظر دیگران برنامه ریزی نکنید. اگر چنین شود مشکل جهیزیه هم به این شکل که حالا در آمده نخواهد بود.

  10 قانون طلایی ازدواج موفق

1) سعي كنيد بيشتر از آن كه در انتظار دريافت چيزي از همسرتان باشيد، چيزي به او ببخشيد. اگر هدف شما ايجاد حس رضايت و خوشبختي در همسرتان باشد، مطمئن باشيد فرصت هاي بي شماري براي رسيدن به اين هدف پيدا خواهيد كرد. در اين صورت شما نيز از لطف و محبت همسرتان برخوردار خواهيد شد. زيرا انسان ها همواره سعي مي كنند خوبي هاي ديگران را جبران كنند.
2) از همسرتان انتظارات غيرواقعي نداشته باشيد. اجتناب از انتظارات غيرواقعي مي تواند از بروز بسياري درگيري ها، عصبانيت ها و سرخوردگي ها جلوگيري كند. انتظار نداشته باشيد همسرتان كامل و بي نقص باشد. در ضمن هيچگاه او را با ديگران مقايسه نكنيد.

3) سعي كنيد نسبت به همه چيز ديدي مثبت داشته باشيد.

4) به راه هايي فكر كنيد كه مي توانيد همسرتان را نسبت به انجام كارهايي كه دوست داريد ترغيب كنيد. اگر اين روش مؤثر نبود روش هاي ديگر را امتحان كنيد و به ياد داشته باشيد كه تحسين و تعريف به موقع مي تواند يك انگيزه قوي باشد.

5) اهداف خود را طبقه بندي كنيد و افكار خود را بر مهمترين هدفتان يعني داشتن يك محيط خانوادگي آرام و شاد متمركز كنيد.

6) هيچ گاه با همسرتان وارد جنگ قدرت نشويد؛ به جاي اين كار با او به توافق برسيد.

7) همسرتان را به خاطر اشتباهاتش سرزنش نكنيد. در عوض سعي كنيد روشي در پيش بگيريد كه از تكرار اين اشتباهات جلوگيري كند. وقتي شما همسرتان را به خاطر اشتباهاتش سرزنش مي كنيد، احساسات او را جريحه دار مي كنيد و باعث آزار او مي شويد.

8) اگر خداي ناکرده همسرتان به شما توهين کرد، سكوت كنيد و با او مقابله به مثل نكنيد. با اين كار از بروز بسياري از بحث هاي غير ضروري جلوگيري مي كنيد. اين لحظات به سرعت سپري خواهند شد و شما مي توانيد در زمان بهتري با همسرتان درباره رفتارش صحبت كنيد (البته اين بدان معنا نيست که تصور کنيد الزاماً بايد با يک همسر بدزبان و بدخو کنار بياييد و هميشه تمام کج رفتاري هاي او را تحمل کنيد؛ اين مشکل ديگري است و راه حل هاي ديگري دارد).

9) در زمان حال زندگي كنيد. اشتباهات و وقايع تلخ گذشته را فراموش كنيد و سعي كنيد شرايط زندگي امروزتان را تغيير دهيد.

10) همواره از همسرتان بپرسيد: براي اين كه زندگي ما شاد و دلپذير باشد، من چه كاري مي توانم انجام بدهم؟

 

نتیجه گیری

 

حرف سرچشمه زلال محبت است اگر قهر هستید باشید ولی با یکدیگرحرف بزنید!حرف نزدن و قطع ارتباط کلامی باعث می شود دو نفر به مرور از نظر روحی و عقیدتی از یکدیگر دور شوند . یکی دیگر از مسائلی که سبب تحکیم روابط زناشوئی می شود وفاداری و پاکدامنی زن و مرد است . وفاداری دارای دو جنبه عاطفی عشقی و جسمی جنسی می باشد .کوچکترین لغزش و خطا در زندگی می تواند بی وفایی محسوب شود که در قاموس زناشوئی این گناهی است نا بخشودنی که پایه و اساس زندگی را ویران می کند. بی وفایی و خیانت در هر زمینه ای امری است ناپسند ولی خیانت کردن و بی وفایی یکی از زوجین در زندگی زناشوئی بسیار زشت تر و قبیح تر است. یکی دیگر از موارد مشکل ساز, روابط خانوادگی زیاد از حد است که گاهی منجر به بی احترامی و قطع رابطه گردد. لذا برای اینکه به خانواده یکی از زوجین بی احترامی نشود و زمینه برای اختلاف زندگی فراهم نگردد باید روابط خا نوادگی در حد اعتدال و مرزها رعایت شود. از جمله عواملی که می تواند باعث کاهش دخالت در زندگی زوجین گردد:      استقلال اقتصادی , شناختن حد و مرز و اجازه ندادن به دیگران در زمینه دخالت در زندگی, طرفداری از همسر در زمانی که مورد سرزنش خانواده ها قرارگیرد و لو حق با او نباشد .

از جمله موارد دیگر بر طرف کردن نیاز جنسی همسر است زیرا دیده شده نیمی از اختلافات ناشی از بر طرف نشدن نیاز جنسی است که بر این اصل زندگی باید توجه بسیار نمود. هدیه دادن و ابراز محبت یک عمل معنوی است و نباید آنها را با مادیات سنجید و این اصل مهم دیگری می باشند که سبب استحکام دوستی ها می شوند و اما اولین و آسانترین وکم خرج ترین پیشنهادی که می توانیم به همه بکنم و اطمینان دهم اثر معجزه آسایی دارد این است که روزی دوبار به همسر خود بگوید: دوستت دارم!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع:

 

 -  24/12/1384www.harfhayejavani.parsiblog.com    1-  رمز ازدواج موفق

www.prfco.com    2-  اهمیت مشاوره پیش از ازدواج

 - 24/11/1384www.inroozha.com  -   3 - ده قانون طلایی ازدواج موفق

  - 2/2/1385  www.peyvandegolha.blogfa.com   4-   نسرین ابراهیم زاده ازدواج موفق -
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 9:2  توسط حسین کایدخورده | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
این وبلاگ توسط گروه آموزش و ارتقاي سلامت معاونت بهداشت آبادان بمنظور آموزش و اطلاع رسانی به کاربران گرامی در زمینه بهداشت و سلامت تهیه و تدوین گردیده است. امیدورایم که مورد پسند شما عزیزان قرار گیرد.
لطفاً ما را از نظرات ارزنده خود بهره مند سازید. متشکریم

نوشته های پیشین
بهمن 1392
شهریور 1386
دی 1385
مهر 1385
شهریور 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
پیوندها
معاونت بهداشت وزارت
حکایت سلامت
سین مانند سلامت
سلامتیران
زیرآواری از رویا
مجله بهداشت روان
پرتال وب سایت های سلامت-سالم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM